فرهنگ کانادا

فرهنگ، سنت‌ها و میراث کشور کانادا

کانادا کشوری بسیار بزرگ و متنوع در شمال امریکا و دومین کشور بزرگ جهان با مساحت کل 9.9 میلیون کیلومتر مربع است. این کشور که مشتمل بر 10 استان و 3 سرزمین است، در شمالی‌ترین بخش قاره‌ی امریکای شمالی واقع شده است. این کشور از اقیانوس اطلس تا اقیانوس آرام گسترده شده و به سمت شمال، به جزایر اقیانوس منجمد شمالی کشیده شده است. کانادا فقط با یک کشور دیگر مرز مشترک دارد- همسایه‌ی جنوبی آن، ایالات متحده امریکا- که مرز بین دو کشور طولانی‌ترین مرز مشترک بین کشورهای جهان است.

اسناد تاریخی نشان می‌دهد منطقه‌ای که اکنون به‌عنوان کانادا شناخته می‌شود، هزاران و هزاران سال زیستگاه مردم مختلفی بوده است. در اواخر دهه‌ی 1400، استعمارگران بریتانیایی و فرانسوی به این منطقه گسیل شدند و شروع به جستجوی آن کردند؛ سپس فرانسویان در ساحل کانادایی اقیانوس اطلس استقرار یافتند. در طول جنگ فرانسویان و سرخپوستان در سال 1763، فرانسه تقریباً تمام مستعمرات خود را در شمال آمریکا به بریتانیایی‌ها واگذار کرد. در چند دهه‌ی بعد از آن، جمعیت این بخش پیوسته رشد کرد، سرزمین بیش از پیش مورد کاوش قرار گرفت و دیگر مستعمرات خود مختار تحت تاج و تخت بریتانیا استقرار پیدا کردند. در تاریخ 1 ژوئیه سال 1867، سه مستعمره با هم متحد شدند و یک حاکمیت فدرال تشکیل دادند که کانادا را بنیان گذاشت. امروزه کانادا یک دموکراسی پارلمانی فدرال و پادشاهی مشروطه است و ملکه‌ی انگلستان، ملکه الیزابت، رییس دولت رسمی آن است.

کانادا که اسمش را از کلمه‌ی ایرکویانی، (Iroquoian- از زبان‌های سرخپوستی) یعنی Kanata گرفته است، معنای «روستا و دهکده» می‌دهد و یکی از متنوع‌ترین کشورهای جهان از لحاظ قومی و فرهنگی است. این کشور قرن‌هاست که درهایش را به روی مهاجران چهار گوشه‌ی دنیا گشوده است. جمعیت کانادا که حدود 35 میلیون نفر است متشکل از افرادی از اقوام، مذاهب و پیشینه‌های زبانی متنوع است. این افراد چیزی بر فرهنگ شگفت‌انگیز کانادا می‌افزایند و آن را تبدیل به محلی محبوب و مردم‌پسند برای زندگی و بازدید می‌کنند.

فرهنگ کانادا، مانند هر کشور دیگری در دنیا، محصول تاریخ، جغرافیا، سیستم سیاسی و غیره آن است. کانادا به‌عنوان کشوری مهاجرپذیر، به وسیله‌ی امواج مهاجرانی شکل گرفته است که با هم ترکیب شدند تا مخلوطی منحصر به‌فرد و خوشایند از سنت‌ها، رسوم، عادات، آداب و غذاهای سنتی بسازند؛ در واقع این‌ها ویژگی‌های فرهنگی هستند که بر چهره‌ی توسعه اجتماعی- فرهنگی این کشور نمایان است. برای به‌دست آوردن درکی عمیق‌تر از کشور کانادا و فرهنگی که آن را تعریف می‌کند، در ادامه مجموعه‌ای متنوع از شاخصه‌های فرهنگی قابل توجه و چشمگیر آن را مورد بحث قرار می‌دهیم که از آن جمله به زبان، مذهب، هنرها، آشپزی، ورزش، تعطیلات و جشن‌ها اشاره خواهیم کرد.

فرهنگ کانادا : زبان

کانادا کشوری دو زبانه است و هر دو زبان انگلیسی و فرانسه جزء زبان‌های رسمی آن هستند. از لحاظ قانونی و دولتی، زبان انگلیسی در تمام استان‌ها به غیر از کبک در اولویت قرار دارد. در منازعاتی که بر سر تفسیرها و ترجمه‌ها (interpretation) در می‌گیرد، نسخه‌های انگلیسی تمام قوانین به عنوان داور نهایی در نظر گرفته می‌شوند. بیست سال پیش، درصد کانادایی‌هایی که زبان انگلیسی را به‌عنوان زبان اول یا زبان مادری خود گزارش می‌کردند، کمتر از 60 درصد بود، در حالی‌که درصد کسانی که زبان فرانسه را زبان مادری خود گزارش می‌کردند، حدود 25 درصد اعلام شد. امروزه، این اعداد تغییر کرده‌اند و درصد بالاتری از مردم کشور، انگلیسی زبان هستند (و درصد کمتری از آن‌ها فرانسه زبان)، که این پدیده بیش از هر چیزی به خاطر سیل عظیم امریکایی‌هایی است که برای اقامت در کانادا به این کشور می‌آیند.

طبق برآوردها و ارزیابی‌ها، حدود 17 درصد از مردم کانادا دو زبانه هستند- یعنی به انگلیسی و فرانسه، هر دو، صحبت می‌کنند- اما باید توجه داشت که این اعداد پدیده‌ای منطقه‌ای هستند و الزاماً آمار کل کشور را نشان نمی‌دهند. در استان‌هایی که تعداد فرانسه زبان‌ها در آن‌ها بیشتر است، مثل استان کبک (Quebec) و استان نیوبرانزویک (New Brunswick)، درصد افراد دو زبانه به ترتیب 38 و 33 درصد است. از طرف دیگر، در استان انتاریو (Ontario) که بیش از 30 درصد از کل جمعیت را در خود جای داده است، میزان افراد دو زبانه‌ی انگلیسی- فرانسوی فقط حدود 12 درصد است. این اعداد تا حدی نتیجه‌ی الگوهای مهاجرتی در طول زمان هستند که طبق آن‌ها شاهد مهاجرت اکثریت به سمت اونتاریو هستیم؛ از طرف دیگر هم این اعداد تا حدی به خاطر این هستند که تمام خدمات اداری و تجاری در انتاریو صرفاً به زبان انگلیسی انجام می‌شوند و این در حالی است که زبان فرانسه هم از لحاظ قانونی موجود است اما در عمل، اثری از آن دیده نمی‌شود. به طور خلاصه، برای کسانی که در خارج از کبک و نیوبرانزویک زندگی می‌کنند، توانایی صحبت به دو زبان انگلیسی و فرانسه در زندگی روزمره به تدریج اهمیت خود را از دست می‌دهد.

علاوه بر وجود این دو زبان رسمی در کانادا، زبان‌های اقلیت بیشماری هم در این کشور صحبت می‌شوند. منشا این زبان‌ها را می‌توان در الگوهای مهاجرتی کانادا مشاهده کرد- الگوهایی که در طول سالیان تغییرات قابل توجه و عظیمی نشان داده‌اند. برای مثال بعد از جنگ جهانی دوم، اکثریت مهاجران کانادا از اروپا بودند و فقط 54 درصد از این افراد یک زبان مادری غیر رسمی داشتند (زبانی به غیر از زبان‌های فرانسوی یا انگلیسی). از بین کسانی که زبان‌های انگلیسی و فرانسوی زبان اولشان نبود، حدود 25 درصد یکی از زبان‌های ایتالیایی، آلمانی یا یونانی، زبان مادری‌شان بود. برعکس، 80 درصد از کل مهاجران کانادا که بین سال‌های 1991 و 1996 به این کشور آمدند، به زبانی غیر از انگلیسی یا فرانسه حرف می‌زدند و بیش از نیمی از آن‌ها اهل کشورهای آسیایی و خاور میانه بودند. زبان چینی زبان اول کمتر از 25 درصد این مهاجران بود در حالی که زبان‌های عربی، پنجابی، تامیل و فارسی با هم حدود 20 درصد زبان مهاجران را تشکیل می‌دادند.

این مطلب را از دست ندهید  وکیل مهاجرت استرالیا سیدنی

امروزه زبان‌های اقلیت کانادا همچنان بر الگوهای مهاجرتی این کشور تاثیر می‌گذارند. شاید بزرگ‌ترین تغییر، تعداد زیاد مهاجران اسپانیایی زبانی است که به تازگی در کشور کانادا استقرار یافته‌اند- بیش از سه چهارم میلیون گویش‌ور که اکنون نماینده‌ی بزرگ‌ترین اقلیت زبانی کانادا هستند. بعد از زبان اسپانیایی، امروزه غالب‌ترین اقلیت زبانی در کانادا زبان ایتالیایی (با 661000 گویش‌ور)، زبان آلمانی (با 622650 گویش‌ور)، زبان چینی (با 472080 گویش‌ور)، زبان پنجابی (با 456090 گویش‌ور)، زبان کانتونی (با 434720 گویش‌ور)، زبان عربی (با 365000 گویش‌ور)، زبان هلندی (با 350500 گویش‌ور)، زبان تاگالوگ (با 324120 گویش‌ور) و زبان هندی (با 299600 گویش‌ور) هستند. مطالعات نشان داده‌اند در حالی که تعداد گویش‌وران اروپایی زبان غیر رسمی (به جز اسپانیایی زبان‌ها) در کانادا به تدریج کاهش پیدا می‌کند، زبان‌هایی مثل اسپانیایی، کانتونی، ماندارین، عربی و پنجابی، در حال رشد هستند.

در کانادا هنوز هم به بسیاری از زبان‌های بومی صحبت می‌شود، گرچه فقط درصد کمی به این زبان‌های غیر رسمی صحبت می‌کنند. این زبان‌ها در کانادا از اهمیت سیاسی و فرهنگی بالایی برخوردارند چرا که گروه‌های «اولین ساکنان» (First Nation) ادعاهای بیشتر و قانع کننده‌تری نسبت به حاکمیت سیاسی و فرهنگی این کشور دارند. از این زبان‌ها، فقط زبان کری (Cree- زبان سرخپوستی)، اینوکتیتوت (Inuktitut زبان سرخپوستی) و اوجیبوی (Ojibway- زبان سرخپوستی) هستند که آنقدر برتری و تفوق دارند که زنده در نظر گرفته شوند و در دراز مدت زنده بمانند.

فرهنگ کانادا : مذهب

در کانادا، مانند کشورهای توسعه یافته‌ی بسیاری، وابستگی مذهبی بسیار رایج‌تر است تا رسوم مذهبی، گرچه آمار رسمی بسته به گروه‌های قومی و مذهبی مختلف، متفاوت هستند. اکثریت مردم کانادا مدعی نوعی وابستگی مذهبی، اغلب اوقات مسیحیت، هستند اما تعداد افرادی که ادعا می‌کنند هیچ وابستگی مذهبی ندارند، از دهه‌ی 1980 افزایش پیوسته و مداومی نشان داده است. با وجود این، در کانادا افرادی از مذهب و سیستم‌های اعتقادی متنوعی زندگی می‌کنند.

با وجود اینکه کانادا هیچ مذهب رسمی‌ای ندارد، در مقدمه‌ی منشور حقوق و آزادی کانادا (Canadian Charter of Rights and Freedoms) از نام «خدا» یاد شده و سلطنت عنوان «مدافع ایمان» را بر دوش دارد. علاوه بر این، به نظر می‌رسد که در کانادا مذهب مسیحیت با اعمالی چون قسم خوردن به انجیل در طی دادرسی‌های قانونی و افتتاحیه‌ی وظایف رسمی با دعاهای مسیحی که اکنون به نوعی خیلی متداول و رایج هستند، اگر نگوییم در قانون این کشور ترویج یافته است، به رسمیت شناخته شده است.

طبق آخرین داده‌های آماری موجود، 67 درصد از جمعیت کانادا خودشان را مسیحی می‌دانند- که از این تعداد، 38 درصد آن‌ها کاتولیک روم و 29 درصدشان پروتستان هستند. رایج‌ترین گروه‌های پروتستان در کانادا به ترتیب کلیسای متحد کانادا (United Church of Canada)، کلیسای انگلیکان (Anglican) کانادا، باپتیست (Baptist)، لوتریان (Lutheran) و پرسبیتریان (Presbyterian) هستند.

کسانی که هیچ گونه وابستگی مذهبی ندارند، دومین گروه بزرگ مذهبی در کانادا را تشکیل می‌دهند و 24 درصد از کل جمعیت را شامل می‌شوند. این افراد شامل تجاهل گراها (لاادری‌ها – Agnostics)، یعنی کسانی که خود را وابسته به هیچ مذهبی نمی‌دانند و خداناباورها (Atheists)، یعنی کسانی که به خدا یا هیچ قدرت برتر دیگری باور ندارند، می‌شود.

کانادا به خاطر تنوع جمعیتی گسترده‌ای که دارد، اقلیت‌های مذهبی متعددی را هم در خود جای داده‌ است که جمعیت کوچک اما در عین حال قابل توجهی به آن‌ها پایبند هستند. این مذاهب اقلیت به ترتیب رایج بودن عبارتند از: اسلام، هندو، سیکی (Sikhism)، بودایی و یهودی. علاوه بر این، آیین‌های مذهبی گوناگون بومیان اولیه‌ی کانادا هم وجود دارد که هنوز در بین گروه‌های مدعی این نسل بومی ادامه دارند.

در چند دهه‌ی گذشته، مراسم مذهبی در بین مردم کانادا به تدریج کاهش یافته است، گرایشی شبیه آنچه در بسیاری از کشورهای صنعتی دیگر هم شاهد آن بوده‌ایم. این پدیده بیشتر به نظر پدیده‌ای مسیحی می‌آید، چرا که مومنان برخی دیگر از مذاهب دنیا همچنان تلاش‌های ویژه‌ای می‌کنند تا مراسم و آیین‌های مذهبی خود را به عنوان بخشی از فرایند حفظ قومیت اصلی یا هویت فرهنگی‌شان، زنده نگه دارند. بعضی گروه‌های مذهبی مسیحی در گروه‌هایی مثل مسیحیت انجیلی (evangelical)، رشد کرده‌اند اما در کل، گرایش عمومی در کانادا به سمت کاهش سکولاریسم هم در زندگی عمومی و هم در زندگی خصوصی مردم کانادا بوده است.

بیشتر مقامات مذهبی در کانادا با مذاهب/ کلیساهای اصلی که نماینده‌شان هستند، مرتبطند گرچه تفاوت‌های قومی چندی وجود دارد. برای مثال، کاروران مذهبی متخصص، مانند درمانگران، در جوامع پرتغالی متداول هستند، مانند جامعه‌ای که در تورنتو وجود دارد، همانطور که در بسیاری عقاید اقلیت افریقایی هستند که کم و بیش به صورت پراکنده انجام می‌شوند.

بیشتر مردم به شکل زندگی بعد از مرگ مورد قبول مسیحیت، یعنی بهشت و جهنم، باور دارند. آداب تدفین بر اساس گروه‌های مذهبی متفاوت است اما نحوه‌ی اجرای بیشتر مراسم تدفین و اعمال مربوط را خانواده‌ی متوفی هستند که تعیین می‌کنند.

فرهنگ کانادا : هنر

درست مانند ایالات متحده‌ی امریکا و اروپای غربی، بیشتر هنرمندان در کانادا تکفل مخارج خود را دارند گرچه فقط اقلیت کوچکی تمام درآمد خود را از کارهای هنری به دست می‌آورند. با وجود این، برنامه‌های تامین مالی مالیاتی در تمام سطوح دولتی کانادا وجود دارد که برای حمایت از هنر طراحی شده‌اند و برای همه نوع هنرمندی کمک مالی فراهم می‌کنند. جایزه‌ی فرماندار کل (Governor General’s Awards) هر ساله به هنرمندان، نویسنده‌ها، موسیقی‌دان‌ها و دیگر رشته‌های مربوط به هنر اعطا می‌شود. همچنین گالری هنر ملی فدرال (federal National Art Gallery) هم وجود دارد و بیشتر استان‌ها یک گالری هنر تامین مالی مالیاتی دارند که معمولاً در مرکز استان قرار دارد.

هنرهای کانادا

هنرهای کاناداـ

ادبیات کانادا

برخلاف اروپا و ایالات متحده، کانادا سنت ادبی ملی واحدی ندارد اما در عوض در دنیای ادبیات انگلیسی گسترده‌تر شرکت می‌جوید. البته نویسندگان کانادایی بسیاری هستند که در سطح جهان شناخته شده‌اند اما در کل، هنوز قانون کلی و معیار واحدی برای ادبیات کانادا به صورت یک کل، وجود ندارد. یک استثنا در این مورد استان کبک است که در آن یک ادبیات «ملی» قدیمی و ارزشمند وجود دارد که به خاطر تجربه و نقد اجتماعی‌اش مشهور است.

این مطلب را از دست ندهید  چگونه نامه‌ی درخواست کار خود را بهبود بخشیم؟

در 30 سال گذشته، تعداد نویسندگان کانادایی که اثر منتشر شده دارند، افزایش قابل توجهی داشته است و به عنوان یک نقطه‌ی عطف فرهنگی باید گفت که مردم کانادا بیش از بیشتر کشورهای صنعتی دیگر، کتاب می‌خرند و می‌خوانند. با وجود این، هنوز نمی‌توان به ادبیات کانادا امتیاز و ارجحیت خاصی داد.

هنرهای ترسیمی

کانادا به خود می‌بالد که گروه بزرگی هنرمند دارد که در رشته‌های هنری متعدد و بیشماری کار می‌کنند. بیشتر شهرهای کوچک‌تر کشور (و تمام شهرهای بزرگ آن) گالری‌های هنری بسیاری دارند که در آن‌ها شهروندان می‌توانند هنر را دنبال کرده و بخرند، از آن جمله می‌توان گالری‌های متعددی را نام برد که بودجه‌شان از محل مالیات‌ها تامین می‌شود. انجمن‌های همیاری هنرمندان بسیاری در تمام شهرهای کشور وجود دارد که برای اعضای خود حمایت مالی و هنری فراهم می‌کنند. با این اوصاف، هیچ مدل واحدی برای نمایش هنری در سرتاسر کشور وجود ندارد.

هنرهای نمایشی

صدها تئاتر و مرکز هنرهای نمایشی در سراسر کانادا وجود دارد. شهرهای بزرگ‌تر، مثل تورنتو، یک یا چند تئاتر حرفه‌ای دارند که در آن‌ها نمایش‌های پیچیده و اپراها روی صحنه می‌روند، اما بیشتر شهرهای کوچک‌تر گروه‌های تئاتر محلی دارند. چند گروه یا رویداد تخصصی مثل فستیوال شکسپیر استراتفورد (Stratford Shakespeare Festival) و فستیوال شاو (Shaw Festival) هم در کانادا وجود دارند. این دو فستیوال که سالانه برگزار می‌شوند و مقرشان در اونتاریو است، همواره و همیشه، هزاران نفر را به خود جذب می‌کنند که بازدیدکنندگان خراجی از سرتاسر دنیا هم در بین آن‌ها دیده می‌شوند.

شهر تورنتوی کانادا یکی از پیشروهای جهان در زمینه‌ی هنر است. این شهر سالانه بیش از هر شهر دیگری در دنیای انگلیسی زبان مراسم افتتاحیه تئاتر را در خود شاهد است و از این نظر از بقیه متمایز است. تئاترهای آن محل‌های بزرگ تجاری را در خود جای داده‌اند که بیشتر تئاتر موزیکال ارائه می‌کنند، محل‌های وسیع متعددی برای دیگر اجراهای موزیکال دارد و تئاترهای متنوع و گروه‌های نمایشی چندی هم کارهای جدید مخصوص خود گروه را اجرا می‌کنند و هم کارها و نمایش‌هایی از تقریباً هر سنت زبانی و فرهنگی را به روی صحنه می‌برند.

مانند بقیه‌ی قسمت‌های جهان، شرکت در تولیدات نمایشی در کانادا هم بیشتر تمایل دارد خطوط طبقاتی را دنبال کند، طوری که بیشتر رویدادها برای اعضای متمکن‌تر و توانگرتر تدارک دیده می‌شود. با وجود این، استثناهایی هم وجود دارد. بعضی تئاترهای محلی کوچک گرایش دارند افرادی از طبقات اجتماعی مختلف را به سوی خود جلب کنند، مخصوصاً آن‌هایی که انواع جدید، تجربی یا سیاسی تئاتر را اجرا می‌کنند.

فرهنگ کانادا: آشپزی

 تلاش برای شناسایی و تعیین هویت غذایی خاص در کانادا، کار ساده‌ای نیست، زیرا ساختار چند قومیتی و چند فرهنگی این کشور، منجر به علایق غذایی و سبک‌های آشپزی متنوعی شده است. بیشتر مردم وقتی به آشپزی و غذاهای کانادا فکر می‌کنند، بدون شک اولین چیزی که توجهشان را جلب می‌کند، مواردی چون بیکن (bacon) کانادایی یا شربت افرا هستند؛ درست است که این خوارک‌ها منحصراً کانادایی هستند و جزئی از فرهنگ کانادا می‌باشند، اما با این حال، بیکن و شربت افرا فقط گوشه کوچکی از خوراک شناسی ویژه و لذیذ این کشور هستند.

مردم کانادا به شدت به سنت‌های آشپزی خود می‌نازند و افتخار می‌کنند- سنت‌هایی که آغشته به و غرق در مهاجرت و مواد غذایی و ادویه‌جات لذیذ و بی‌شمار و بی‌پایان هستند. مردم کانادا انتخاب عظیمی در غذاهای محلی در اختیارتان قرار می‌دهند که می‌توانید امتحان کنید، از گوشت دودی مونترال گرفته تا سیب زمینی‌های جزیره پرنس ادوارد که شهرت جهانی پیدا کرده‌اند. بسیاری از آن‌ها هم در سرتاسر کانادا موجود و در دسترس هستند.

سبک آشپزی کانادا زمانی صرفاً ترکیبی از سبک‌هایی بود که انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها به این کشور آورده بودند اما امروز تصویری از بهترین غذاهایی است که جهان می‌تواند به شما پیشکش کند و اثر و شمه‌ای از غذاهای اروپایی، آسیایی، امریکایی و خاورمیانه در آن‌ها دیده می‌شود. با این حرف‌ها، چه چیزی غذایی را صرفاً کانادایی می‌کند؟ شروعش این است که در همین کشور اختراع شده است، اما همچنین می‌تواند به این خاطر باشد که نتیجه‌ی دستکاری و تغییر جزئی در دستورهای پخت غذاهای دیگر بخش‌های جهان باشد؛ تغییراتی که به این دلیل ایجاد شده‌اند که به مذاق مردم جدید کانادا خوش بیایند.

یک غذای واقعاً کانادایی که جزئی از فهنگ کانادا نیز هست، «پوتین» (poutine» است. تصور بر این است که این غذا در دهه‌ی 1950 در کبک اختراع شده است. پوتین در شکل اصیل خود ترکیبی از سیب زمینی سرخ کرده است که رویش آبِ گوشت و پنیر می‌ریزند. با وجود این، دستور پخت پوتین از زمان پیدایش دائماً تغییر کرده و با ذائقه‌های مختلف و عجیب و غریب بسیاری انطباق یافته است؛ بعضی به آن لابستر و کبد چرب اضافه کرده‌اند، بعضی آن را به شکلی دیگر در آورده‌اند و به این ترتیب متناسب هر ذائقه‌‌ای دستورش را بهبود داده‌اند. رستوران‌ها و اغذیه فروشی‌های بسیاری در سرتاسر کانادا این غذای سنتی کانادا را به صورت تخصصی کار می‌کنند و به شکل سنتی آن هم پایبند هستند.

این مطلب را از دست ندهید  تغییرات بیومتریک کانادا از 31 ژوئیه 2018

گرچه سوشی و پیتزا هیچ‌کدام غذاهای کانادای محسوب نمی‌شوند، وقتی آن‌ها را با هم ترکیب کنید، به غذایی می‌رسید که واقعاً منحصراً به کشور کانادا تعلق دارد: پیتزای سوشی. بله درست است. پیتزای سوشی، که در شهر تورنتو خیلی محبوب است، مطلقاً غذای اصلی عاشقان سوشی در این شهر شده است. در واقع غذای سوشی بخش دیگری از فرهنگ کانادا می‌باشد.

این روزها کانادایی‌ها هم مانند همسایه‌های امریکای جنوبی خود در تلاش هستند که رژیم‌های غذایی سالم‌تری داشته باشند، رژیمی که بیشتر از غذاهای بومی تشکیل شده و جزئی از فرهنگ کانادا باشد، اما در عین حال بین علاقه‌شان به خوردن غذای پخته و غذاهای راحت دیگر تعادل برقرار می‌کنند. علاوه بر بیکن کانادایی، شربت افرا، پوتین و پیتزای سوشی، چند غذای محبوب و معروف دیگر هم در کانادا وجود دارد که عبارتند از:

  • چیپس کچاپ: چیپسی که رویش کچاپ پاشیده باشند فقط نقش اسنکی را ایفا می‌کند که در عین لذت، عذاب وجدان هم به فرد می‌دهد.
  • تارت کره (Butter tarts): تارت کره یک دسر کلاسیک کانادایی است که از کره، شکر، شربت و تخم مرغ درست می‌شود و همگی در لفاف خمیری پر می‌شوند که اغلب حاوی کشمش و گردو هم می‌شود.
  • دم سگ آبی (Beaver Tails): قبل از اینکه از چندش صورتتان جمع شود و اخم کنید، باید بدانید که دم سگ آبی کانادایی صرفاً یک نوع شیرینی تجاری است که در سرتاسر کانادا توزیع می‌شود. شکل این خوراکی خمیری سرخ شده شبیه دم سگ آبی واقعی است و اغلب رویش شکلات، آب‌نبات و میوه می‌ریزند.
  • گوشت شکار (Game Meat): گیم میت بخشی قابل توجه از رژیم غذایی قشر متوسط کانادایی‌ها را تشکیل می‌دهد و در رستوران‌ها و قصابی‌های این کشور به وفور یافت می‌شود. از گوشت شکارهای معروف کانادا می‌توان به گوشت گراز وحشی، بایسون، آهو، گوزن امریکایی شمالی و خرگوش اشاره کرد.

فرهنگ کانادا: ورزش

ورزش در کانادا خیلی محبوب است، هم از دیدگاه شرکت کردن هم از دیدگاه تماشا کردن. مردم کانادا ورزش‌های محبوب بسیاری دارند، اما دو ورزش ملی در بین آن‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخورداند و جزئی جدایی ناپذیر از فرهنگ کانادا هستند: هاکی روی یخ و لاکراس (lacrosse).

هاکی روی یخ که در کانادا فقط هاکی خوانده می‌شود، معروف‌ترین، محبوب‌ترین و رایج‌ترین فعالیت ورزشی زمستانی در این کشور است و از لحاظ رقابت‌های بین المللی هم کانادا در این ورزش موفق‌ترین کشور است. بسیاری از پسران (و بعضی از دختران) کانادایی از همان کودکی هاکی می‌آموزند. مسابقات تقریباً در هر گروه سنی برگزار می‌شوند. از جمله در سطح دبیرستان و کالج که در آن‌ها شرکت کنندگان در آرزوی یک روز اسکیت برای تیم محبوب خود در لیگ هاکی ملی (National Hockey League- NHL هستند که هر ساله میلیون‌ها تماشاگر را از سرتاسر کانادا به سوی خود جذب می‌کند.

هاکی روی یخ فرهنگ کانادا

لاکروس هم مانند هاکی ورزشی است که ریشه در بومی‌های امریکا دارد و ورزش رسمی تابستانی کاناداست.

فوتبال کانادایی هم در این کشور معروف و محبوب و بخشی از فرهنگ کانادا است و بعد از هاکی بیشترین تماشاگر ورزشی کشور را به سمت خود جلب می‌کند. هزاران نفر سالانه در لیگ فوتبال کانادا (Canadian Football League- CFL) با هم به رقابت می‌پردازند و قهرمانی سالانه آن، کاپ خاکستری (the Grey Cup)، بزرگ‌ترین رویداد ورزشی سالانه کشور است.

ورزش‌های دیگر که در حال به دست آوردن محبوبیت در کانادا هستند، مخصوصاً از چشم انداز شرکت کننده، شامل فوتبال، گلف، شنا، بستکتبال، بیس بال، والیبال، اسکی، دوچرخه سواری و تنیس می‌شوند. همانطور که به خاطر آب و هوای سرد این کشور انتظار دارید، کانادا در بازی‌های المپیک زمستانی موفقیت بیشتری به دست می‌آورد تا در المپیک تابستانی.

فرهنگ کانادا: تعطیلات و جشن‌ها

مردم کانادا تعطیلات و جشن‌های مهم چندی دارند. بعضی از این تعطیلات و جشن‌ها منحصراً مربوط به خود کانادا و جزئی از فرهنگ کانادا هستند، در حالی که بقیه ریشه در سنت‌های انگلیسی و فرانسوی دارند. بعضی از تعطیلات و جشن‌های مهم کانادا به شرح زیر هستند:

  • جشن عروج مریم باکره (Feast of the Assumption of the Blessed Virgin Mary). هر ساله در تاریخ 15 اوت، گروه مذهبی کانادایی به نام آکادیا‌ها (Acadians) این روز را بزرگ می‌دارند؛ این جشن یکی از مهم‌ترین مراسم تقویم مذهبی آن‌ها محسوب می‌شود.
  • روز باکسینگ (Boxing day). روز بوکس که نامش را از انگلستان قرن نوزدهم گرفته است، روز 26 دسامبر است. در این روز مرسوم بود که پول یا صندوق به مستخدمان و اعضای خانواده داده می‌شد. سابقاً این روز را روز سنت استفان می‌خواندند.
  • روز کانادا. روز کانادا روز جشن تولد کشور است. اولین روز کانادا (که زمانی روز حاکمیت خوانده می‌شد) روز اول ژوئیه سال 1867 جشن گرفته شد.
  • فستیوال ایسلندی (Icelandic Festival) این فستیوال که «Islendingadagurinn» نیز خوانده می‌شود، یک روز کارناوال وایکینگی است که از سال 1890 در کانادا جشن گرفته می‌شود.
  • روز یادبود. روز یادبود که در هر 11 نوامبر جشن گرفته می‌شود، جشنی است که برای بزرگداشت سربازان سابق جنگ کانادا تعیین شده؛ کسانی که در طول دو جنگ جهانی از دست رفته‌اند.
روز کانادا

روز کانادا

جشن‌های کانادا

چنانچه قصد دارید به کانادا مهاجرت کنید، بهتر است پیش از این کار اطلاعات کاملی در مورد این کشور به دست آورید. این مقالات یاریگر شما در حوزه‌ی کانادا خواهند بود:

پایتخت کانادا
مهاجرت به کانادا
دلار کانادا
تحصیل در کانادا

سیاست‌های ویزا و مهاجرت به کانادا
آب و هوای کانادا
زبان کانادا

برخی شهرها و استان‌های کانادا:

تورنتو
کبک
ساسکاچوان

2+

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست
Call Now Button

+


x